حلزونهای بوداپست
زری فِکِته
اسدالله امرایی
دفعهی بعد که گذرتان به بوداپست افتاد،
اگر در نیمههای شب با صدای رعدوبرق بیدار
شدید، خیالتان راحت باشد که صبح در پیادهروهای بارانخورده شهر، حلزونها را میبینید.
پس از هر باران، خیابانهای این شهر چهرهی تازهای میگیرد. باران که می بارد، گردوغبار و دود روز قبل را میشوید و پیادهرو بوی
باران را فرو میدهد و به نوعی زندگی تازهای آغاز میشود. رد متقاطع
حلزونهای خزنده، گواهی بر این نوزایی هستند.
چیگا یا حلزون مجارستانی، در نظر مردم خوشیمن و محبوب است. در زبان مردم
مجار در تعریف این ویژگی بیمهرگان آنها را به نرمی پوهاداشتوئِک مینامند به
معنی نرمتن. گونههای متفاوت حلزونهای مجار آنقدر متنوع است که برای توصیفشان به
شعر رومیآورند، اسمهایی مثل حلزون در قشنگ، خزنده آبگذر، ساکن جزیرهی روشن و گورخر
سربهفلک.
در پیادهروها به چشم میآیند چون جمعی با اشتیاق دورشان جمع شدهاند. معمولاً
مادران و پدران جوان فرزندان خود را آورند که دور حلزونها بایستند و تماشا کنند و
گاهی تغذیهشان کنند.
چند پر کاهوی تازه عیش حلزونها را کامل میکنند زیرا موجوداتی هستند که به زندگی
در مکانهای سبز عادت دارند و از مواد آلی
میخورند و درمقام شهروندان مسئول، بعد از خوردن بازیافت میکنند و بشقابهای خود
را میشویند.
ظهور حلزونهای پس از باران فرصتی برای تغییر الگوی رفتاری عابران فراهم میآورد،
یعنی باید آهسته بروند و حواسشان باشد که پا روی آنها نگذارند. حلزونها با بهجا
گذاشتن رد روشن، در وجببهوجب شهر دور هم جمع میشوند و گعده میکنند و بیاعتنا
به حضور ما و بدون نگرانی از اینکه هر لحظه احتمال دارد زیر پا له شوند با شاخکهای
حساس به یکدیگر نزدیک میشوند. حلزونها انگار با این تجمعها
از ما دعوت میکنند. اگر بخواهیم، میتوانیم به یکدیگر نزدیک شویم و با وجود خطر زیر پا له
شدن سر دلمان را برای هم باز کنیم، و به مهربانی با کسانی درددل کنیم که شاید در پیادهرو بارانخورده از کنارمان رد میشوند .https://beavermag.org/zary-fekete/