مويه كن سرزمين محبوب
دلم گرفته است.دلم گرفته است. وقتی خبر را شنیدم . خبر بد چقدر زود ميرسد.خبر تصادف خبر مرگ.خبر درد.همیشه باور دارم كه مرگ همين نزديكي هاست درست بيخ گوش آدميزاد . همیشه این همه تلخی را باور داشتهام . اما تلخي از دست دادن رفیقی درهم شكسته كه اتومبيلي در تاريكي شب زده و ناكارش كرده و از آن حادثه جان سالم به در برده بعد از شادي اطرافيانش در آن رستن، بيتعارف نفسم را بند آورد .هر چه كردم نتوانستم خود را راضي كنم كه در خانه بنشينم و براي تسلاي دل خودم به تسليت نروم.مهران قاسمی، همان مترجم و روزنامه نگاري كه چندسالي در تحريريه روزنامهها و مجلاتي كه حالا جزو تاريخ مطبوعات هستند و برخي از آنها سالهاست در توقيف موقت به سر ميبرند ،همكار خيلي از دوستانم بود و همكار خودم بود.مهران قاسمي هم پريد و هنوز صدايش در گوشم زنگ ميزند كه خبر رفتن اكبر رادي را ميداد. به دوستان و همکاران تسلیت میگویم .براي همسرش سارا آرزوي صبر دارم.به آنهايي هم كه خيال ميكردند اين "گنده" جايشان را تنگ كرده ميگويم خيالتان آسوده باشد مهران رفت.اما جاي شما باز هم تنگ است!
10:24 PM
15comments